طنین زندگی
دل نوشته هایی برای طنین
ما ه من ، غصه چرا ؟! آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست گرم وآبی و پر از مهر ، به ما می خندد ! یا زمینی را که، دلش ازسردی شب های خزان نه شکست و نه گرفت ! بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید ودر آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید زیر پاهامان ریخت ، تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست ! ماه من غصه چرا !؟! تو مرا داری و من هر شب و روز ، آرزویم ، همه خوشبختی توست ! ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن کارآن هایی نیست ، که خدا را دارند ... ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و شکست، با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست ! او همانی است که در تار ترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد ... او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام ، غرق شادی باشد .... ماه من ! غصه اگر هست ! بگو تا باشد ! معنی خوشبختی ، بودن اندوه است ...! این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین ... ولی از یاد مبر، پشت هرکوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند ، که خدا هست ، خدا هست و چرا غصه ؟ چرا؟
اسمتو رو برگاي گل ها نوشتم خروس داره ميخونه چشمات واكن پاشو با چشمه و پرنده دوباره هم صدا شو پر شده كوچه هامون از صداي دوره گرد سبزي فروش جوان نانوايي هاي محل باز نان تازه دارن خانه خالي است باز از حضور بچه ها دیدی افتاد آخر دمت لای تله حالا چشمات از کاسه در اومده شکسته پات عمرت به سر اومده اون تله گنده رو تو یک قدمی ندیدی آخه زبون بسته مگه تو چشم و گوش نداشتی همین شکمو داشتی و فکر و عقل و هوش نداشتی یادته یک شب تا صبح نذاشتی من بخوابم رفته بودی تو گنجم رو دفتر و کتابم دفتر پاکنویس انشای منو جویدی دسته گلی تو آب دادی، من خجالت کشیدم مزه این بیمزگی رو فردا من چشیدم آقا موشه، ای شکموی دله دیدی افتاد آخر دمت لای تله حالا چشمات از کاسه در اومده شکسته پات عمرت به سر اومده شعر اقا خرگوشه برای بچه کوچولو های ناز نازی یک روز یه آقا خرگوشه رسید به یه بچه موشه موشه خرگوشه گفت : آخ من خرگوش بی آزارم نمی خوای مهمون یه نگاهی کرد به مهمون دید که گوشاش درازه دهنش بازه، بازه یا با خودش ببردم آنجا می مونم زنی با هوش و کامل بود گفت ای بچه جون! این خرگوشه خیلی خوب و مهربونه بیارش خونه
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
تولدت مبارک




تو اميد دل شيداي مني
تورو بانور تورو باطلا نوشتم
تو گوش پروانه از عشق تو گفتم
رو بال تموم لحظه ها نوشتم
شبو هر شب توي روياي مني
تو اميد دل شيداي مني
پر از هواي تو خونه دل
جاري خون توي رگهاي مني
شبو هرشب توي روياي مني
تو اميد دل شيداي مني
پر از هواي تو خونه دل
جاري خون توي رگهاي مني
لي لالي لاي
لي لي لاي
لي لالي لاي لي لي لاي ادامه مطلب...![]()
ادامه مطلب
شير فروش پيرمرد
رفته گراي عزيز
ساعتي را بيدارن
باد ميوزد هنوز
در ميان كوچه ها
آقا موشه، ای شکموی دله
چطور بوی گردو رو از یه فرسخی شنیدی
هی بازی کردی چیغ زدی رو کاغذام دویدی

موشه دوید تو سوراخ
وایسا، وایسا، کارت دارم
بیا از سوراخت بیرون
یواش موشه اومد بیرون
شاید می خواد بخوردم
پس می رم پیش مامانم
مادر موشه عاقل بود
یه نگاهی کرد به مهمون
پس برو پیشش سلام کن
لالایی کن بخواب
خوابت قشنگه
گل مهتاب شبا هزارتا رنگه
یه وقت بیدار نشی از خواب قصه
یه وقت پا نذاری تو شهر غصه
لالایی کن مامان چشمهاش بیداره
مثل هر شب لولو پشت دیواره
دیگه بادبادکت نخ نداره
نمی رسه به ابر پاره پاره
لالا لالا گل خوشرنگ بیتا
لالایی کن رو بال شعر بابا
لالا کن دخترم رو سینه من
که شب رد شه دوباره از سر ما
لالایی دختر گلبرگ و شبنم
لالایی شاخه گلپوش مریم
لالا کن زیر طاق خواب و رؤیا
که جا وا کرده شب تو کوچه کم کم
لالا لالا که بارون دلنوازه
نسیم خیس کولی یکهتازه
کدوم عاشق تو این خاموش واری
ضیافت رفته سوز و گدازه
لالایی دختر گلبرگ و شبنم
لالایی شاخه گلپوش مریم
لالاکن زیر طاق خواب و رؤیا
که جا واکرده شب تو کوچه کمکم
میون سفره هفترنگ نقاش
میون آینه و شمع و گلابپاش
کنار کوزه سبزینه و آب
به فکر کفتر آتیش به پر باش
کنار سرمهدون و تنگ ماهی
میون آینههای چشم به راهی
کدوم پروانه میسوزه دروغی
کدوم ستاره مرده اشتباهی
زمین خاموش دریا خواب و گل خیس
نه ماه پیشونی بیداره نه چهلگیس
لالا کن خوشترین پایان قصه
که شب اینجا شب این قصهها نیست
لالایی دختر گلبرگ و شبنم
لالایی شاخه گلپوش مریم
لالاکن زیر طاق خواب و رؤیا
که جا واکرده شب تو کوچه کمکم
لالایی دختر گلبرگ و شبنم
لالایی شاخه گلپوش مریم
لالاکن زیر طاق خواب و رؤیا
مهربانم ای خوب
یاد قلبت باشد , یک نفر هست که اینجا
بین آدمهایی , که همه سرد و غریبند باتو
تک و تنها به تو می اندیشد
و کمی
دلش از دوری تو دلگیر است
....
مهربانم ای خوب
!
یاد قلبت باشد,یک نفر هست که چشمش
به رهت دوخته بر در مانده
و شب و روز دعایش این است
,
زیر این سقف بلند, هر کجایی هستی , به سلامت باشی
و دلت همواره ,محو شادی و تبسم باشد
...
مهربانم ای خوب
!
یاد قلبت باشد
یک نفر هست که دنیایش را
همه ی هستی و رویایش را, به شکوفایی احساس تو پیوند زده
و دلش می خواهد, لحظه ها را با تو , به خدا بسپارد
...
مهربانم ای خوب
!
یک نفر هست که با تو
تک و تنها , با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور
!
پر احساس و خیال است و سرور
!
مهربانم !این بار , یاد قلبت باشد
یک نفر هست که با تو
به خداوند جهان نزدیک است
و به یادت هر صبح , گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش , راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید
به شب معجزه و آبی فردا برسی
| Design By : Pichak |



